تبليغاتX
گروه معارف دبیرستان شاهد نرگس قزوین

گروه معارف دبیرستان شاهد نرگس قزوین

پاتوق دلای شما

معروف ترین کافر جهان: اطمینان ندارم خدایی وجود نداشته باشد!

ایندیپندنت: پروفسور ریچارد داوكينز را بزرگ‌ترین غیر معتقد به خدا محسوب می‌کنند ولی او جمعه شب پذیرفت که نمی‌تواند با اطمینان بگوید که خدا وجود ندارد.

او به دکتر روان ویلیامز اسقف اعظم کانتربری گفت ترجیح می‌دهد به جای اینکه خودش را منکر وجود خدا (آتئیست) بداند خودش را آگنوستیک (‌ندانم گرا) قلمداد کند. این دو در جریان یک گفت و گوی عمومی درباره نقش مذهب در زندگی عمومی در دانشگاه آکسفورد در پایان هفته جاری به مناظره پرداختند. این گفت و گو در شرایطی برگزار شد که هفته قبل، بارونز وارسی، رئيس حزب محافظه‌کار انگلیس از افزایش نوعی سکولاریسم نظامی صحبت کرده بود که بنيان جامعه انگلیس را به چالش کشیده است.

گفت و گوی این دو نفر که در سالن تئاتر سر کریستوفر ورن شلدونیان برگزار شد، توجهات را از سراسر جهان به خود جلب کرده بود.

این گفت‌و‌گو همزمان با اینکه در دو سالن تئاتر دیگر هم پخش می‌شد، به طور زنده از اینترنت پخش شد. این دو نفر به مدت یک ساعت و ۲۰ دقیقه به طور مودبانه درباره ماهیت انسان بودن، بحث منشأ انسان و معنی آگاهی و تکامل زبان انسانی بحث کردند.
آنچه مایه تعجب بود اینکه پروفسور داوکینز تأیید کرد که کمتر از ۱۰۰ درصد مطمئن است که هیچ آفریننده‌ای وجود ندارد. سر آنتوني کنی که مجری این بحث بود در این قسمت پرسید كه پس چرا شما خودتان را یک اگنوستکی (ملحد) نمی‌دانید که داوکینز جواب داد خودش را اگنوستکی می‌داند.
سر آنتونی گفت: ولی شما به عنوان معروف‌ترین بی اعتقاد به خدای جهان شناخته مي‌شويد که در اینجا پروفسور داوکینز گفته که اطمینان او به این عقیده ۹/۶ به ۷ است.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 7:14  توسط گروه معارف  | 

آیا می توان با فیزیک، ماوراء الطبیعه را رد یا تایید کرد؟!

بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقای آیت‌الله سبحانی در نوشتاری، به نظرات اخیر برخی فیزیکدان‌ها به ویژه «استفان هاوکینگ» فیزیکدان انگلیسی، مبنی بر اینکه آیا علم فیزیک می‌تواند ماورای طبیعت را نفی کند، پاسخ داده‌اند.

متن این نوشتار که در اختیار مرکز خبر حوزه قرار گرفته به شرح ذیل است.

آیا علم فیزیک می‌تواند ماورای طبیعت را نفی کند؟

علومی که انسان با آن سر و کار دارد، بر دو نوع تقسیم می‌شوند:

۱. علم مادی و تجربی، علمی است که می‌توان موضوعات آن را در آزمایشگاه تجربه کرد و آثار آن را به دست آورد و با نظم و نظام آن آشنا شد. این نوع از علوم فقط می‌تواند در مسائل مادی، قضاوت و داوری کند و بگوید فلان مولکول از چند عنصر تشکیل شده و یا مثلاً عنصر فلانی در آن موجود نیست. این نوع داوری از او پذیرفته می‌شود. چرا؟ چون آزمایش و آزمایش کننده، و مورد آزمایش همگی از سنخ واحدی هستند یعنی ماده و مادی می‌باشند.

۲. دانشمند زیست‌شناس با ابزاری که در اختیار دارد، نمی‌تواند درباره وجود روح و یا عدم آن داوری کند، مثلاً بگوید من در تشریح بدن انسان به روح برنخوردم، و چاقوی تشریح من، در فعالیت مستمر خود، به چنین واقعیتی نرسید، زیرا ابزاری که در اختیار دارد نمی‌تواند در موضوعات خارج از ماده نفیاً و اثباتاً داوری کند.
یک فیزیکدان اگر بخواهد با دریافت‌های خود، وجود ماوراء طبیعت را نفی کند، به سان جنینی است که در رحم مادر، خارج رحم را انکار کند و بگوید: آسمان و زمین و دریا و اقیانوسی وجود ندارد. جهان و شرق و غرب آن، همین رحم است که من در آن پرورش می‌یابم. ولی این قضاوت از او پذیرفته نیست و به همین روی، وقتی پرده‌ها از میان رفت و دیده به جهان گشود، از قضاوت خود، نادم و پشیمان می‌شود و عالم دیگری را می‌بیند، که در آن زمان در عقل او نمی‌گنجید، چه نیکو می‌گوید شاعره نغز سخن:
مرغک اندر بیضه چون گردد پدید                     گوید اینجا بس فراخ است و سپید

عاقبت کان حصن سخت از هم شکست              عالمی بیند بسی بالا و پست

گه پرد آزاد در کهسارها                                گه چرد سرمست در گلزارها

بنابراین، مقام و موقعیت دانشمند فیزیکدان نسبت به صفحه هستی، اعم از مادی و مجرد موقعیت همین مرغک در بیضه یا جنین در شکم مادر است. او می‌تواند در محیط کار خود، داوری کند، اما در ماورای محیط خود، که ابزار و ادوات آن را ندارد، نمی‌تواند نفیاً قضاوت کند.

این‌که جهان خدایی دارد و یا ماده آفریدگاری دارد و این نظام برخاسته از متن ماده نیست و این خانه صاحبخانه دارد، در گرو براهین عقلی و فلسفی است که مسئله را به حد ضرورت و بداهت برساند، در این‌جا باید فیلسوف حکیم، در نفی و اثبات آن داوری کند، نه یک فیزیکدان، هر چند عالم و برجسته باشد. فیلسوف با اثبات حدوث ماده، می‌تواند به محدث آن راه ببرد یا از هدفمند بودن نظام، کشف کند که این نظام برخاسته از ماده نیست، چون هدفمند بودن، حاکی از اعمال شعور و خرد است و ماده، فاقد این ابزار است. و هم‌چنین براهین دیگر که در کتاب‌های فلسفی و کلامی بیان شده است.

پدیده جدید در انگلستان
اکنون برسیم به پدیده جدیدی که در انگلستان به وجود آمده است. غالباً علما و دانشمندان آن‌جا نسبت به ماورا طبیعت، مردد یا بی‌اعتقاد هستند، برخلاف نوع دانشمندان آلمانی که با مسائل فلسفی بیشتر آشنا هستند، مثلاً نباید از خاطر برد که فیلسوف انگلیسی «برتراند راسل» با آن سروصدایی که داشت در کتاب «چرا مسیحی نیستم» می‌گوید: من سابقاً نسبت به خدا و مسیح اعتقاد داشتم و معتقد بودم که جهان، آفریده خداست، ولی بعداً با خود فکر کردم که این اعتقاد، مخالف یک قانون قطعی فلسفی است و آن این‌که هر پدیده‌ای پدید آورنده دارد، پس بنابراین، خدا هم باید آفریدگاری داشته باشد و حال آن‌که دین‌داران او را ازلی و ابدی می‌دانند، از این جهت، من از گروه دین‌داران، جدا شدم.
انسان، واقعاً از فکر این فیلسوف جنجالی، تعجب می‌کند، زیرا آن‌چه از آن فرار کرده، دوباره به آن گرفتار شده است، زیرا اگر مشکل خدا این است که آفریدگار ندارد، عین این مشکل درباره ماده هم پیش می‌آید، اگر بگویید ماده حادث است پس آفریدگار او کیست؟ و اگر بگویید قدیم است، پس معلول بلا علت را پذیرفته‌اید!!
جناب راسل بین دو مسئله خلط کرده است:
۱. هر پدیده‌ای پدید آورنده دارد.
۲. هر موجودی پدید آورنده دارد.
آن‌که صحیح است، همان گزاره اولی است که موضوع آن پدیده است، یعنی چیزی که نبوده و بعداً پدید آمده است که البته نیاز به پدید آورنده دارد.
و اما دومی کاملاً غلط است، زیرا موضوع گزاره (موجود)، اعم از پدیده و غیرپدیده است، چیزی که اصلاً مسبوق به عدم نبوده و به اصطلاح ازلی بوده است، نمی‌توان برای آن پدید آورنده‌ای اندیشید وگرنه دچار تناقض می‌شویم، زیرا اگر قدیم است پس پدید آورنده ندارد و اگر علتی دارد، پس قدیم نیست، بلکه حادث است.

اخیراً برخی از فیزیک‌دان‌های انگلیسی نغمه دیگری را ساز کرده و سر و صدایی به راه انداخته‌اند. اکنون به داستان آن توجه کنید:
«استفان‌ هاوکینگ» فیزیک‌دان ۶۸ ساله انگلیسی، در سال ۱۹۸۸ با نوشتن کتاب «تاریخ مختصری از زمان» به شهرت رسید، وی پیش از این اعتراف کرده بود که: اگر بخواهیم یک نظریه کامل را برای پیدایش کائنات پیدا کنیم و آن‌گاه پیروزی‌ نهایی در استدلال انسانی را به دست آورده‌ایم، آن زمان باید خدا را به خاطر داشته باشیم.
حتی در کتاب دیگرش اعلام کرده بود که: کشف سال ۱۹۹۲ در مورد سیاره‌ای که به دور ستاره‌ای دیگر غیر از خورشید می‌گردد، به بازسازی نظریه اسحاق نیوتن پدر علم فیزیک کمک می‌کند که بیان کرده بود: کائنات حاصل بی‌نظمی نبوده و توسط خدایی آفریده شده است.
اکنون پس از گذشت چند سال که بیماری «هاوکینگ» بسیار پیشرفت کرده و تقریباً او را به فلج کامل مبتلا ساخته و او دیگر نمی‌تواند سخن بگوید و با اشاره انگشت دست چپش به یک کامپیوتر، احساسات خود را بیان می‌کند. در شهریور ۱۳۸۹، کتابی جدید منتشر شده که مؤلف آن را «هاوکینگ» دانسته‌اند. در این کتاب ادعا شده است:
«کشف منظومه‌های دیگری نظیر منظومه خورشیدی ثابت کرد که منظومه ما که دربرگیرنده یک خورشید و سیاره‌هایی است که پیرامون آن می‌چرخند، یک پدیده منحصر به فرد نیست. این واقعیت نشان داد که وجود حالت فیزیکی ایده‌آل بین خورشید و کره زمین و پیدایش انسان روی کره زمین، یک پدیده از پیش‌طراحی شده و دقیق برای موجودیت و رفاه انسان نیست».
حاصل دلیل او این است که ما منظومه خورشیدی دیگری به‌سان منظومه خورشیدی خودمان کشف کرده‌ایم. این امر ثابت کرد که پیدایش انسان، روی کره زمین، یک پدیده از پیش طراحی شده نیست؟!!
اصولاً دلیل خداشناسان این نیست که فقط ما یک منظومه شمسی داریم و انسان هم در کره زمین زندگی می‌کند تا با کشف منظومه‌های دیگر، برهان آنان باطل شود، اگر علم صدها منظومه خورشیدی دیگر کشف کند، کوچک‌ترین خراشی در براهین فلسفی خداشناسی وارد نمی‌شود، اگر مؤید وجود او نباشد؛ زیرا به حکم «کل یوم هو فی شأن» پیوسته خالق و مدبر جهان است و امر خلقت استمرار دارد، چون براهین فلسفی آنان مبنی بر اصولی است که منافاتی با این کشف‌ها ندارد. زیرا طرح قدیمی و دیرینه است، ولی اجرای آن تدریجی است.

آنان برای اثبات وجود خدا از براهین زیر بهره می‌گیرند:
۱. برهان امکان و وجوب
۲. برهان حدوث ماده از طریق حرکت جوهری
۳. نظام هدفمند در عالم ماده که حاکی از دخالت شعور در پیدایش آن است.
۴. برهان صدیقین که خود برهانی برتر است که فقط ذائقه انسان‌های برتر آن را می‌چشد.
۵. برهان محاسبه احتمالات که پیدایش نظم نوین عالم را در پرتو تصادف به حد صفر می‌رساند و امثال این‌ها.

اتفاقاً فیزیک‌دان انگلیسی باید از کشف منظومه‌های دیگر بر وجود خدا استدلال بهتری پیدا کند، زیرا آن منظومه هم دارای نظم و نظامی است که نمی‌تواند ساخته خود ماده باشد. طبعاً دست آفریدگار حکیم و توانایی در کار است که این نظم را به آن ماده بخشیده است.

پیشرفت علوم و کشف نظام‌های هدفمند، بهترین حربه بر ضد مادی‌ها است که نظم جهان را مولود خود ماده می‌دانند. حالا چرا این دانشمند پر سر و صدا، از برهان بر وجود خدا، ضد آن را نتیجه گرفته‌اند؟!!

او فکر می‌کند که نظام خورشیدی را، می‌توان دلیل بر وجود خدا گرفت ولی اگر نظامات دیگری به‌سان این نظام کشف شد، باید کثرت نظام‌ها را گواه بر نفی او گرفت، در حالی که جریان برعکس است. هر چند نظام جهان، بالاخص نظام هدفمند کشف شود، احتمال پیدایش جهان را بر اصل تصادف، به حد صفر می‌رسد و اتفاقاً برهان محاسبه احتمالات، بیشتر این باور را تقویت می‌کند که نظم اندک را می‌توان معلول تصادف دانست ولی اگر افزایش پیدا کرد، کار به جایی می‌رسد که «پیدایش تصادف»، احتمالی بسیار اندک در مقابل احتمالات بی‌شمار به حساب می‌آید.
اتفاقاً حکیمان الهی، و پیش از آن‌ها وحی آسمانی بر نظم هدفمند که هر دو در زمین و آسمان رخ می‌دهد، تکیه می‌کنند و خردمندان را بر تفکر و اندیشیدن در آن دعوت می‌نماید. اینک گوشه‌ای از وحی:
«به راستی در آسمان‌ها و زمین برای مؤمنان نشانه‌هایی است و در آفرینش خودتان و آن‌چه از انواع جنبده‌ها پراکنده می‌گرداند برای مردمی که یقین دارند نشانه‌هایی است و نیز پیاپی آمدن شب و روز و آن‌چه خدا روزی از آسمان فرود آورده و به وسیله آن، زمین را پس از مرگش زنده گردانیده است، و هم‌چنین در گردش بادها بر هر سو برای مردمی که می‌اندیشند نشانه‌هایی است. این‌ها است آیات خدا که به حق آن را بر تو می‌خوانیم، پس بعد از خدا و نشانه‌های او به کدام سخن خواهید گروید؟».
امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام نیز در بیانات خود، بسیار بر برهان نظم تأکید می‌کند به‌طوری که به بسیاری از موجودات منظم از جمله مورچه و طاووس و... اشاره کرده و ظرافت‌های خلقت آن‌ها را برمی‌شمرد و در واقع به آدمیان توجه می‌دهند که با تأمل و تفکر در خلقت موجودات منظم، می‌توان به خداوند حکیم و با تدبیر پی برد.
ایشان به‌روشنی در تعابیری می‌فرمایند:
۱. «عجبت لمن شک فی الله و هو یری خلق الله»
«من تعجب می‌کنم از کسانی که مخلوقات الهی را می‌بینند و در وجود خدا تردید می‌کنند».
۲. «بل ظهر للعقول بما أرانا من علامات التدبیر».
«این خداست که با نشانه‌های تدبیر که در آفریدگانش دیده می‌شود، بر عقل‌ها آشکار شده است».

۳. «کفی بإتقان الصنع لها آیة».
«در اتقان صنع (که همان نظم در مخلوقات است) نشانه کافی بر خداوند است».
چشم باز و گوش باز و این عمی حیرتم از چشم‌بندی خدا
در پایان یادآور می‌شویم بالأخره در میان دانشمندان غرب نیز انسان‌های منصف و واقع‌بین وجود دارند. خوشبختانه آقای پروفسور اریک پریست از استادان سابق ریاضیات در دانشگاه «سنت اندرو» و از اعضای هیئت امنای «انستیتو فارادی» در دانشگاه کمبریج پاسخ آقای «هاوکینگ» را چنین داده است:

سخنان پروفسور هاوکینگ توجیه‌پذیر نیست، این حالت کاملاً تحمل‌پذیر و منطقی است که خداوند شرایط را برای وقوع انفجار بزرگ و شکل‌گیری کهکشان‌ها بر اساس آن فراهم کرده باشد.
در جای دیگری در مصاحبه با روزنامه «گاردین» همو می‌گوید:
باورهای مدرن در مورد جهان و عالم هستی با هدف پوشاندن شکاف‌ها و نقاط ضعف در دانش ما نیست بلکه هدف، دادن پاسخ به سؤالات گوناگون بشر مدرن است.
وی می‌افزاید فلسفه و الهیات رشته‌های مناسب برای پاسخ‌گویی به این سؤالات هستند و مثالی را می‌آورد به این صورت:
داستان جوشیدن آب در کتری، با استفاده از قوانین فیزیک به دقت قابل توضیح است که چطور گرما از اجاق به کتری و سپس به آب منتقل می‌شود و آن را به نقطه جوش می‌رساند، اما چرا این آب می‌جوشد، را نمی‌توان صرفاً با فیزیک توضیح داد، شاید خانم خانه هوس چای کرده باشد؟!
مقصود او این است که ما نباید به علل قریبه اکتفا کنیم، بلکه باید به علت‌العلل نیز توجه کنیم. اصولاً باید پرسید: کی اجاق گاز را روشن کرده است تا بر اثر آن حرارت نهایتاً به آب منتقل شود و آب به جوش آید؟ و این کار فیزیک‌دان نیست. کار فیزیک‌دان فقط ارائه علت قریبه است و علل بعیده را باید از علوم دیگر مانند فلسفه و الهیات استفاده کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت 23:32  توسط گروه معارف  | 

تمام سپاس از آن او
که غیر او هیچ کس را صدا نمی کنم
گیرم که دیگران را صدا می کردم، پاسخم را نمی دادند

***
تمام سپاس از آن او
که دلم به غیر او خوش نیست
گیرم که به دیگران دل خوش می کردم،
ناامیدم می کردند
***
تمام سپاس از آن او
که کارهایم را خودش رو به راه می کند
و پیش او عزیزم
گیرم که امورم را وامی گذاشت به این مردم،
خوارم می کردند

***
تمام سپاس از آن او
که به من نیازی نداشت ولی گفت که: دوستم دارد
***
تمام سپاس از آن او
که جوری با من صبوری می کند
که گویی هیچ کار سیاهی نکرده ام،
پروردگار من،
بهترین من است
بهترین موجودی که می شناسم
شایسته ترین برای سپاس
*
*
*
یه تیکه از دعای ابوحمزه ثمالی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 18:22  توسط گروه معارف  | 

 

پرسش هاي شما ، پاسخ هاي آيت الله بهجت (ورق هاي آسماني)

شما راه سعادت دنيا وآخرت را در چه مي بينيد ؟

كوچك و بزرگ بايد بدانيم ، راه يگانه براي سعادت دنيا و آخرت بندگي خداي بزرگ است و بندگي در ترك معصيت است .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم بهمن 1389ساعت 21:34  توسط گروه معارف  | 

شادي را هديه كن حتي بر كسانيكه آنرا از تو گرفتند

عشق بورز به كسانيكه دلت را شكستند

دعا كن براي كسانيكه نفرينت كردند

درخت باش حتي با وجود تبرها

پرواز كن به كوري چشم خفاش ها

و

بهارشو به لبخند

كه خدا هنوز آن بالا با ماست ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم بهمن 1389ساعت 21:32  توسط گروه معارف  | 

... !

الهي چه بي صدا مي بخشي و ماچه حسابگرانه تسبيح مي گوييم
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم بهمن 1389ساعت 21:9  توسط گروه معارف  | 

بهائیت

تاريخچه پيدايش بابيّت و بهائيّت

اصول و فروع احكام باب و بهاء

خدا از نظر بهاء

نبوت از نظر بهاء

مساله مهدويت

معاد و رستاخيز از نظر اسلام و باب و بهاء

نظري به فروع و احكام باب و بهاء

جای پای روس وانگلیس

«باب »درمكتب يهوديان

 «باب» كيست؟

القائات«دالگوركي»به باب

ماجراي خوشگذراني ها واعدام باب

پيوندبهائيت وصهيونيسم

تبعيد«بهاء»به عكا وتولدفرقه بهائيت

ادعای الوهیت

لاطایلات باب

:خط انگلیس در دستورکار بهاییت

:عباس افندی که بود

اختلافات وانشعابات

یاورصهیونیستها

در هم تنیدگی با جامعه صهیونیستها

اعلام خطرامام علیه نفوذبهاییان

منجلاب فساد

قدمتون رو چشم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 12:23  توسط گروه معارف  | 

نگاهي بر تاريخچه و عقائد اهل حق

 

مقدمه

عالى‌ترين‌ مقامات‌ روحانى‌ يارسان‌

سلسله‌ مراتب‌ و مقامات‌ علوي‌ و روحانى‌

طبقات چهار گانه پيشوايان

پيشوايان‌ اهل‌ حق‌:

تناسخ‌ نزد اهل‌ حق‌:

آخرالزمان‌ از ديدگاه‌ اهل‌ حق‌:

احكام‌، آداب‌ و اخلاق‌:

اصول‌ اخلاقى‌:

خاندانهاي‌ اهل‌ حق‌:

مناطق مسكوني فرقه اهل حق:

مكانهاي زيارتي اهل حق:

نامهاي فرقه اهل حق

آيين‌ حقيقت‌ و ايران‌ باستان‌:

كتب  و متون فرقه:

نبوت و امامت:

معاد ، تناسخ و رجعت:

ملائكه و فرشتگان:

جن ، ديو و پري:

شيطان:

برخي از احكام اهل حق

برخي احكام اهل حق 

اهل‌ حق‌

اَهْل‌ِ حَق‌ّ، گروه‌ مذهبى‌ ايرانى‌ با گرايشهاي‌ عرفانى‌، با آداب‌ و متون‌ مذهبى‌ خاص‌ خود و داراي‌ بعضى‌ اعتقادات‌ كه‌ در مواردي‌ با برداشتهاي‌ رسمى‌ و متشرعانة اسلامى‌ مطابقت‌ ندارند. اين‌ آيين‌ كه‌ در ميان‌ طوايف‌ كرد، لر و ترك‌ زبان‌ پيروان‌ بسيار دارد، در بستري‌ اسلامى‌ رشد كرده‌ است‌ و در عين‌ حال‌، به‌ سبب‌ غلو در حق‌ حضرت‌ على‌(ع‌) با ساير فرق‌ غالى‌ شيعه‌ قرابت‌ دارد، اما با اينهمه‌، بعضى‌ از مبادي‌ آن‌ را مى‌توان‌ در اعتقادات‌ و سنتهاي‌ فكري‌ و فرهنگ‌ عامة مردمان‌ ساكن‌ غرب‌ ايران‌ جست‌وجو كرد و رگه‌هايى‌ از معتقدات‌ ايرانى‌ پيش‌ از اسلام‌ را نيز در آن‌ يافت‌.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 12:14  توسط گروه معارف  | 

سخنان آیت الله مکارم شیرازی دررابطه با حجاب

 امر به معروف و نهی از منکر بسیار کم رنگ شده؛ حجاب یک مسئله فردی نیست و تبدیل به یک نماد اسلام شده؛ در خارج وقتی می خواهند با حجاب مبارزه کنند سعی می کنند این روسری را از سر دختران محجبه بردارند و به مدرسه راه ندهند؛ باید به حجاب توجه ویژه ای داشت، که متأسفانه در این ایام وضع نامناسبی پیدا کرده است.
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 7:53  توسط گروه معارف  | 

حدیث امام صادق (ع)

لن تنالوا  شفاعتنا من استخف بالصلاه

هرگز شفاعت ما اهل بیت به کسی که نماز را خفیف بشمارد نمی رسد

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مهر 1389ساعت 11:44  توسط گروه معارف  |